به مناسبت 8 مارس
در جوامع ابتدایی و ماقبل تاریخ نشانه ای از نابرابری میان زن و مرد و وابستگی زن به مرد مشاهده نمی شود چرا که همگان وابسته به ایل بودند و در واقع در این دوران هیچ گونه تفاوتی میا زن و مرد از نظر حقوق اجتماعی،اقتصادی و ... وجود نداشت، این برابری در جوامعی که پایه اقتصادی آنها کشاورزی بود بسیار پر رنگ تر و محسوس تر بود و در این گونه جوامع زن از ارج و قرب بسیار بالایی برخوردار بود.
نم.نه ای از این جوامع که در حال حاضر نییز وجود دارند قبیله بالوندا در آفریقای مرکزی می باشد. در این قبیله زنان از بیشترین ارزش برخوردار هستند تا جایی که می توان گفت در این قبیله حکومت مادرسالاری حاکم است. نمونه هایی از فرهنگ زن سالاری در این قبیله عبارتند از: مرد بدون اجازه همسر حق ندارد برای کسی کاری انجام دهدهر چند که این کار خیلی کوچک و کم اهمیت باشد ، زن حق طلاق دارد، مرد وظیفه نگهداری از مادر زن را تا پایان عمر برعهده دارد و... علاوه بر این قبیله، قبایلی در قفقاز وجود دارن که در آنها نیز زن از ارج و قرب والایی برخوردار است. از جمله آداب و رسوم این قبایل عبارتند از: دودمان بچه به مادر می رسد، تنها دختران ارث می برند و...
تمامی این موارد بیان می کنند که در ماقبل تاریخ خبری از تقاضای زنان جهت دستیابی به حقوق خود، نیست چراکه در این زمان تبعیضی میان زن و مرد وجود نداشته است. بنابراین می توان این گونه بیان کرد که شکل گیری جنبش ها، گروه ها و انجمن های دفاع از حقوق زنان از آن روزی آغاز شد که رگه هایی از نابرابری جنسی احساس شد. و در واقع نا برابری جنسی، نیروی محرکه و عامل اصلی شکل گیری مربوط به زنان می باشد که هدف اصلی آنها رفع نابرابری و تبعیض جنسی می باشد.بنابراین این جنبش ها از طریق فعالیت های مدنی، خواهان اصلاح و تغییر قانونی می باشند چراکه تغییر قانونی می تواند نقطه عطف جهت از بین بردن تبعیض جنسی باشد.
در جنبش زنان گروه های گوناگونی وجود دارند که هر یک راه متفاوتی را برای رسیدن به هدف مشترک ( رفع تبعض جنسی ) دارند از جمله این گروه ها عبارتند از: 1- گروه لیبرالی: این شاخه از فمینیسم راه حل اساسی جهت دست یابی زنان به حقوق برابر را در اصلاحات قانونی می دانند. 2- گروه مارکسیستی: این نوع فمینیس علت اصلی ستم بر زنان را در جلوگیری از ورود زنان به عرصه تولید می دانند و راه نجات زنان را در انقلاب کمونیستی که در نتیجه آن سرمایه داری حذف می شود، بیان می کنند. 3- گروه سوسیالیسم: این گروه از فمینیست ها معتقدند که برای رهایی زنان نه تنها باید با نظام سرمایه داری مبارزه کرد بلکه باید برای رهایی خود از کنترل مردان دست بکشند. و در واقع تفاوت میان مرد و زن اصل جبر نیست بلکه ناشی از ساخت جامعه است و تغییر پذیر.بناربراین راه نجات و رهایی زنان تنها از طریق انقلاب اجتماعی میسر است. 4- گروه رادیکال: از این دیدگاه جدای از شرایط اقتصادی، مردان به دلایل روانی و جسمانی نیاز دارند که به زنان خشونت ورزند و بر آنها مسلط شوند و عقاید خود را بر آنها تحمیل کنند. به عقیده این گروه زنان در هر شرایطی باید از مردها جدا باشند چرا که مردان حتی در نزدیکترین روابط، خواهان زیر سلطه قرار دادن زنان هستند. از این دیدگاه تنها از طریق انقلاب سیاسی می توان شرایگ را به نفع زنان تغییر داد. 5- گروه پست مدرنیسم: اینان به نسبی گرایی اعتقاد دارند و بر اصل تفاوت انسان تاکید دارند. از دیدگاه اینان مدل واحدی از جنبش زنان که بتوان آن را بر همه زنان تحمیل کرد، وجود ندارد، بلکه هر مدلی برای یک فرد مناسب است. پس می توان گفت که به تعداد زنان جهان راه رسیدن به حقوق زنان وجود دارد. هر فرهنگی برای رفع مشکلات، پاسخ های بومی خود را دارد.
پس از این مقدمه طولانی در رابطه با جنبش زنان و شاخه های مربوط به آن، از آنجا که موضوع اصلی این نوشتار بررسی جنبش زنان در ایران از ابتدا تا کنون می باشد بنابراین درادامه به این موضوع پرداخته می شود.
اما قبل از پرداختن به بحث اصلی، شایان ذکر است که جنبش های زنان در هر دوره از تاریخ ایران تحت تاثیر فرهنگ مسلط آن دوره و میزان ارزش دادن به زنان در آن نظام فرهنگی قرار دارد. به عنوان مثال در زمان هخامنشیان هیچ گونه تقاضایی از سوی زنان در جهت از بین بردن تبعیض ها وجود ندارد و این به دلیل بی آگاهی زنان هخامنشی نسبت به حقوق خویش، نیست بلکه به علت ارزش دادن به زنان و رعایت کامل حقوق زنان در آن دوران می باشد.چرا که با توجه به آثاری که از آن دوران باقی مانده است به سهولت این نکته دریافت می شود که می توان تمام حقوق زنان در دوران هخامنشیان به طور کامل رعایت می شده است و علتی جهت شکل گیری جنبش ها و یا تقاضا برای حقوق بیشتر توسط زنان وجود نداشته است.
البته نویسنده منکر این قضیه نمی باشد که در برخی از دوران ها علت عدم شکل گیری و یا راکد ماندن جنبش زنان بی آگاهی آنها نسبت به حقوق خویش و یا ترس آنها از ساخت و بافت جامعه بوده است که البته این بیانگر ویژگی های فرهنگی آن دوران ها می باشد که به زنان اجازه آگاه شدن و مشارکت در اور اجتماعی را نداشتندو یا دربرخی موارد زنان با وجود آگاهی از حقوق خویش به علت بسته بودن فضای فرهنگی و اجتماعی نمی توانستند حقوق خود را مطالبه کنند. و یا در برخی دیگر از موارد دیده می شود که رزیم وقت با استفاده و از قدرت ایدئولوژی و تبلیغاتی خویش سعی در به انحراف کشیدن جنبش های زنان را داشته اند.
حال با توجه به آنچه در مورد زنان و جنبش های مربوط به حقوق آنها گفته شد، در ادامه به بررسی نقش زنان و شکل گیری جنبش های زنان در دوران های مختلف تاریخ ایران پرداخته می شود:
1- هخامنشیان:
آثار برجای مانده از این دوران همگی نشان دهنده یکسانی و برابری حقوق میان زنان و مردان در این دوره می باشد. زنان هخامنشی در بسیاری از زمینه های کشاورزی، هنری و لشکری فعالیت داشتند و دستمزدهای زنان و مردان با یکدیگر برابر بوده است.بسیاری از زنان دارای املاک وکارگاه های بزرگی بودند که خود سرپرستی آنها را برعهده داشته و جهت رسیدگی به امور املاک خویش به آنها سرکشی می کردند.از نقشی که بر تخت جمشید کشیده شده است و در آن یک زن در وسط چرخ ارابه شاهی قرار دارد نشان می دهد که در این زمان به زن به عنوان محور چرخ زندگی نگاه می کردند.
همچنین در این دوران تک همسری رواج دارد و حتی مردان اشراف نیز تک همسر بوده اند و به زنان خود بسیار احترام می گذاشتند و در تمامی امور با آنها مشورت می کردند.
از دیگر ویژگی های نگاه به زنان در این دوران می توان به قداست زنان در نظام هخامنشی اشاره کرد.چنان که که زن در این دوران از قداست بالایی برخوردار است و حتی گروهی از ایزدان این دوران مانند آناهیتا زن هستند و طبق آنچه در متونی دینی آن زمان ( اوستا ) آمده است زنان و مردان با یکدیگر برابرند و هیچ تفاوتی میان آنها وجود ندارد، چنان که در فروردین یشت چنین آورده شده: اینک فروهر همه مردان و زنان پاک را می ستانیم، آنها که روان هایشان در خور ستایش و فروهرشان شایسته است اینک فروهر همه مردان و زنان پاک دین را می ستانیم.
از جمله زنان مشهور هخامنشیان عبارتند از:
1- یوتاب: خواهر آریو برزن، سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم، که در جنگ ها فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است و سرانجام به همراه برادرش در راه میهن کشته شدند.
2- دریا سالار بانو ارتمیز: نخستین و تنها بانوی دریا سالار جهان تا به امروز می باشد. وی در سال 480 قبل از میلاد به مقام دریا سالاری ارتش شاهنشاهی خشایارشاه رسید. وی در جنگ ایران و یونان ارتش ایران را از مرزهای دریایی هدایت می کرد.
3- ملکه آتوسا: دختر کوروش هخامنشی و همسر داریوش بزرگ می باشد. آتوسا چندین بار در لشکرکشی های امپراطوری یاور فکری و روحی داریوش بوده است به طوری که داریوش در تمام لشکرکشی ها با اتوسا همفکری می کرد و از راهنمایی های او بهره می برد.
4- آریاتس: یکی از سرداران مبارز و دلیر هخامنشیان در سال های پیش از میلاد می باشد. مورخین یونانی در چندین جا از دلاوری های آریاتس در جنگ ایران و یونان سخن گفته اند.
در مجموع در ارتباط با ارزش و حقوق زنان در دوران هخامنشیان می توان گفت که زن در این دوران از چنان جایگاه والایی برخوردار بوده است که جامعه زنان قرن 21 با وجود تمامی تلاش ها و کوشش ها و مبارزاتی که دارند نتوانسته اند به این چنین جایگاه و مقامی دست یابند.
اشکانیان
در دوره اشکانیان نیز مانند دوره هخامنشیان همچنان زنان از حقوق برابر با مردان برخوردار بودند و همانطور اله هایی از جنس زن همچون اناهیتا را می پرستیدند. اما نقش و حضور زنان در عرصه اجتماعی در زمان اشکانیان کمی با دوران هخامنشیان متفاوت است. از آنجا که در دوران اشکانیان وجود زنان رومی در اطراف شاهان اشکانی زیاد شده بود لذا زنان ایرانی از حیث مقایسه نشدن با زنان رومی ترجیح می دادند که در خانه بمانند. چرا که زنان رومی به دلایل گوناگونی از جمله آوارگی و بی خانه و کاشانه بودن، بی بندوباری و هرزگی را پیشه خود کرده بودن. البته در خانه ماندن به علت مقایسه نشدن با زنان رومی مربوط به زنان درباری بود و تنها آنها در خانه می ماندند اما زنان طبقات دیگر مانند دوران هخامنشیان از آزادی در فعالیت های اجتماعی و اقتصادی برخوردار بودند. زنان در این دوره علاوه بر پرداختن به امور اقتصادی و اجتماعی به نوازندگی نیز می پرداختند و مانند دوره هخامنشیان به همراه پدر و یا همسر خویش در جنگ ها شرکت می کردند.
بنابراین با خانه نشین شدن زنان درباری از نفوذ آنها در سلطنت و حضورشان در سیاست کاسته شد و نقش بسیار کمرنگی یافتند.
از دیگر تفاوت های عصر اشکانی با عصر هخامنشیان در تعداا همسران می باشند.همانطور که قبلاً اشاره شد در زمان هخامنشیان تک همسری رواج داشت اما در عصر اشکانیان چند همسری و ازدواج بر اساس اهداف سیاسی بسی ار رواج می یابند. این گونه ازدواج ها بعضاً باعث پیوند میان قبایل، گروه ها و اقوام می شد، و اگر درخواست ازدواج رد می شد به معنای شکل گیری جنگ بود.
در عصر اشکانیان کشتن دسته جمعی زنان حرمسرا رواج داشت به عنوان مثال تیرداد دوم در محلی نزدیک جزیره فرات به دولت پارت حمله ور شد و چنان فرهاد را غافلگیر کرد که او به پیروی از مهرداد اشکانی، همه زن های خود را کشت تا هیچ یک از آنهخا به دست دشمن نیفتد و آنگاه فرار را بر قرار ترجیح داد.
ساسانیان
در دوره سااسانیان به علت به علت به قدرت رسیدن رسیدن مغ ها فضای اجتماعی و فرهنگی بسیار بسته بود و به نوعی خفقان اجتماعی ناشی از حکومت دینی مغ ها حاکم بود. در این دوره زنان جزیی از اموال و دارایی مردان محسوب می شدند و بهایی حدود 200 سکه نقره داشتند. مغ ها به مردان سفرش می کردند که مانع از رفتن زنان خود به بیرون شوند و یا دستوراتی دینی ای بر ضد زنان صادر می کردند. برای نمونه می گفتند که باید دختران خود را تا سن 9 سالگی شوهر دهید و اگر دختران سرباز زدند سزائار مرگ بودند.
زنان ساسانی از موبدان اطاعت نمی کردند و در برابر دستورات آنها مقاومت و سرسختی نشان می دادند و این امر باعث شد که آنها زنان را به عنوان عامل اصلی انحراف مرد از وظایفدینی بدانند.
در این دوره از تاریخ مردان می توانستند بدون محدودیت زنان فراوانی داشته باشند و تعدا زنان بستگی به امکانات مالی مرد داشت.
در واقع آنچه که در مورد وضعیت زنان عصر ساسانی گفته شد شیوه های رسمی و غالب دستگاه دینی مغ ها بوده است که هیچ گاه به طور فراگیر در میان همگان مقبولیت نیافت و جامعه هیچ گاه از این گونه دستورات منفعت طلبانه موبدان استقبال نکرد.
صفویه
اطلاعاتی که از وضعیت زنان این دوره از تاریخ در دسترس می باشد همگی در مورد نقش زنان درباری می باشد چراکه زان درباری در دوره صفویه از از نفوذ بسیار بالایی در میان پادشاهان برخوردار بودند تا آنجا که شاه اسماعیل اول به قدرت رسیدن خویش را مدیون مادرش عالمشاه خانم می باشد و یا شاه تهماسب صفوی از طریق نفوذ مادرش توانست به سلطنت برسد که البته بعدها وی مادرش را را از حرم خارج می کند. و یا می توان به نقش پری خان خانم در این دوره اشاره کرد زنی که دو پادشاه همچون شاه اسماعیل دوم و سلطان محمد خدا بنده با کمک و نفوذ این خانم به سلطنت رسیدند.
با بررسی نقش زنان در این دوره این گونه می توان استنباط کرد که از آنجا که در این دوره زنان حق حکومت کردن نداشتند بنابراین جهت حضور در سیاست مجبور بودند که از نفوذ خویش بر پادشاهان استفاده کنند، که البته گاهی این نفوذ به آن درجه می رسید که تمامی امور کشور در دست یک زن فار می گرفت و حتی پادشاهان سایر کشورها جهت برقراری صلح و دوستی به آن زن نامه می فرستادند.
غزنویان
ترکان دو قرن ونیم پیش از حمله مغول به ایران، در ایران حکومت می کردند. در نظام اجتماعی ترکان زن و مرد از حقوق مادی و معنوی یکسانی برخوردار بودند و زنان می توانستند به صورت مستیم در امور سیاسی و اقتصادی دخالت کنند.همچنین در این نظام زنان دارای اموال و ثروت شخصی بودند و حتی در مواقع مورد نیاز زنان می توانستند ریاست ایل یا قبیله را بر عهده گیرند.
اما در دوران غزنویان وضعیت زنان بسیار متفاوت می باشد. در این دوره زنان حضور کمرنگی در عرصه های اجتماعی و اقتصادی داشتند و این شاید به علت تعصبات مذهبی بود که غزنویان داشتند. البته زنان غزنوی نقش خود را در مسائل سیاسی به صورت غیر مستقیم حفظ کردند. به عنوان مثال می توان به نقش خواهر سلطان محمود غزنوی در به قدرت رسیدن سلطان مسعود غزنوی اشاره کرد.
در این دوران ازدواج های متقابل سیاسی بسیار رایج بود چرا که فرمانروایان جهت آسوده خاطر شدن از جانب حاکمان دیگر و یا جهت تحکیم دوستی، با خواهر یا دختر یکدیگر ازدواج می کردند. بنابراین حرم سراهای سلاطین سرشار از زنانی بودند که به ازدواج حاکم درآمده بودند. از جمله این گونه ازدواج ها می توان به ازدواج خواهر سلطان محمود با ابوالعباس خوارزمشاه اشاره کرد.
سلجوقیان
در دوره سلجوقیان آن دسته از تعصبات دینی که مانع حضور زن دراجتماع بود کمرنگ تر شد و بیشتر سنن قبیله ای ترک ها در جامعه نفوذ پیدا کرد، که این خود باعث شد زنان ترک در جامعه ایرانی و سیاست و اقتصاد به صورت مستقیم حضور یابند و حتی در مواردی زنان به مقام هایی چون سلطانی و حاکمی برسند به عنوان مثال در دوره سلجوقیان پادشاه خاتون بر کرمانشاه حاکم شد.
خوارزمشاهیان
در این دوران تا حدودی برابری زن و مرد وجود دارد. اصولاً در این دوران به علت حکمفرمایی خاندان های مغول فرهنگ مغول نیز در جامعه رواج می یابد. در فرهنگ مغولان زنان بسیار عفیف و پاکدامن بودند آنان نیازی به پوشاندن رو و موی خود نمی دیدند زیرا بنا به رسم مغولان، این مردان بودند که باید چشم خود را از نگاه به بانوان نامحرم می بستند.
دردوران مغول زنان از آزادی کامل برخوردار بودند و مذهب خود را خودشان انتخاب می کردند و حتی می توانستند مذهبی غیر از مذهب همسرانشان انتخاب کنند. در واقع این گونه به نظر می رسد که مغولان تعصب دینی نداشتند و اگر گاهی حاکمان مغول دستوراتی دینی صادر می کردند تحت تاثیر همسرانشان آن دستور را صادر می کردند. چرا که از زنان از نفوذ سیاسی بسیار بالایی برخوردار بودند و در این زمینه می توان از ترکان خاتون، همسر سلطان ایل ارسلان یاد کرد، نفوذ وی تا آنجا بود که وی در کار مملکت نظارت مستقیم داشت.
غیر از دخالت به صورت غیر مستقیم در سیاست و از راه نفوذ بر پادشاهان، در سنت مغولان زمانی که پادشاه فوت می کرد و یا بیمار می شد همسر اول پادشاه می توانست زمام امور را در دست بگیرد و به این صورت به صورت مستقیم در سیاست دخالت کند و حضور داشته باشد.
قاجار
در دوران حکومت قاجار و به ویژه در سال های پایانی حکومت آنها زنان نقش بسیار پررنگی در عرصه اجتماعی و سیاسی داشتند.
در این دوران از آنجا که پادشاهان قاجار همچون سایر دیکتاتورها از درایت چندانی برخوردار نبودند و بیشتر به دنبال عیاشی ها و خوش گذرانی های خویش بودند و به امور کشور و مردم توجهی نداشتند، این زنان بودند که با دیدن چنین شرایط و بحران هایی مانند بحران نان عزم خود را جزم کردند و با قدرت فراوان به ایفای نقش خویش و دفاع از حقوق پایمال شده مردم پرداختند.
در حالت کلی فعالیت های سیاسی- اجتماعی زنان در دوران قبل از مشروطه بیشتر باز می گردد به مخالفت با قرارداد تنباکو. در مخالفت با این قرارداد، زنان در تهران، تبریز و شیراز در خیابان ها اقدام به تظاهرات می کردند و بازارها را می بستند. برای نمونه در شهر تبریز یک عده ای از زنان مسلح به رهبری زینب باجی، به بازار آمدند و بازار را در جهت اعتراض به قرارداد تنباکو، می بستند.
همچنین در این راستا زنان دربار نیز نقش بسیار پر رنگی داشتند.علاوه بر فتوای میرزای شیرازی مبنی بر حرام اعلام کردن استعمال تنباکو، عوامل دیگری نظیر بی توجهی و بی اعتنایی شاه نسبت به این زنان ( چرا که به علت تعدد همسران شاه برخی از این زنان تنها دو یا سه بار در سال همسر خود را می دیدند. )، باعث شد که همسران ناصرالدین شاه نیز قلیان ها را بشکنند. زنان دربار نه تنها قلیان ها را شکستند بلکه حتی در پاسخ به تقاضای شاه برای قلیان، پاسخ منفی می دادند و می گفتند قلیان حرام است.
مشروطه: در جریان انقلاب مشروطه از ابتدا زن ایرانی در کنار مشروطه خواهان حضور داشته و آنها را پشتیبانی کرده است. به عنوان مثال زمانی که مشروطه خواهان به سفارت انگلیس پناه می برند. این زنان بودند که با کمک های مالی خویش افراد مشروطه خواه را پشتیبانی کرده اند و باعث تداوم این جریان تا رسیدن به پیروزی شده اند.
هرچند که با وجود مساعدت ها و کمک های زنان به انقلاب مشروطه، مشروطه خواهان پس از پیروزی چشمان خود را بستند و نقش زنان را نادیده گرفتن و در ماده های سوم و پنجم نظام نامه انتخابات مجلس، زنان را در کنار اطفال و اتباع بیگانه قرار دادند و از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن محروم ساختند.
با این وجود همچنان زنان پیگیر اوضاع کشور بودند و با وجود ماده های ضد زن در قانون مشروطه، ذره ای از همت زنان در جهت ارتقای کشور کم نشد، چنان که در قضیه مورگان شوستر و اولتیماتوم روسیه، این همت و تلاش بی دریغ زنان به خوبی مشاهده می شود.
مورگان شوستر فردی آمریکایی تبار بود و برای ساماندهی امور مالی ایران به ایران آمده بود. روس ها در مورد حضور مورگان شوستر در ایران، به مخالفت برخاستند و حتی به ایران اولتیماتوم دادند. بنابراین زمزمه هایی مبنی بر پذیرش اولتیماتوم و اخراج مورگان شوستر از ایران در مجلس به پا شد. در همین روزها حدود 300 زن در حالی که مسلح بودند وارد مجلس شدند و خواهان مذاکره با رییس مجلس شدند. همچنین بسیاری از زنان ایرانی در تلگراف خانه ها حضور یافتند و اعتراض خود را نسبت به دخالت های روسیه در امور ایران به گوش جهانیان رساندند.
هرچند که با وجود این گونه مخالفت ها از سوی زنان، ایران در نهایت اولتیماتوم روسیه را پذیرفت، اما در پایان این مورگان شوستر آمریکایی بود که می نویسد: درود و افتخار بر زنان با حجاب ایرانی! این زنان با رعایت سنت های شرعی برای مبارزه و استقلال تلاش می کنند.
پس از انقلاب مشروطه از آنجا که مشروطه خواهان تحت تاثیر افکار آزادی خواهانه و دموکراسی بودند، فضای زمینه حاکم جهت جهت تشکیل انجمن ها کمی باز شد و از مجامع و انجمن های زنان در این دوران شکل گرفتند که عبارتند از: 1- انجمن آزادی زنان که در سال 1286 شمسی در تهران تشکیل شد. برخی از اعضای این انجمن عبارتند از: صدیقه دولت آبادی، صفیه یزدی، شمس الملوک جواهر کلام، هری پارک ( مبلغ مسیحی آمریکایی )، تاج السلطنه و افتخار السلطنه ( دختران ناصر الدین شاه ) و... جلسات انجمن هر دو هفته یکبار تشکیل می شد که اعضا می بایست به همراه پدر یا برادر خود شرکت می کردند. که هدف اختلاط و ارتباط مردان و زنان با هم بوده است.
جلسات جنبه آموزشی و تبلیغی داشت و اعضا پیرامون مسائل اجتماعی و سیاسی بحث می کردند. 2- اتحادیه غیببی نسوان: که در سال 1286 فعالیت خود را آغاز کرد. 3- در سال 1288 انجمن بانوان اصفهان توسط صدیقه دولت آبادی تشکیل شد. 4- انجمن مخدرات وطن در سال 1289 به ریاست بانو آغا بیگم در تهران تشکیل شد. از جمله اهداف این انجمن عبارت بودند از: دفاع از استقلال کشور، مخالفت با وام گرفتن از بیگانگان، جلوگیری از خرید کالاهای خارجی، تبلیغ مصرف کالاهای وطنی. اعضای انجمن مخدرات وطن عبارت بودند از: صدیقه دولت آبادی، ماهرخ گوهر شناس، دوره المعالی، آغا شاهزاده امین و ... 5- انجمن خواتین ایران و شرکت خیریه خواتین ایران که در سال 1290 شمسی در تهران تشکیل شد. 6- در سال 1293انجمن آزادی در تهران به وجود آمد که حضور مردان در این انجمن آزاد بود. 7- در سال 1297 شرکت خواتین در اصفهان توسط خانم صدیقه دولت آبادی تشکیل شد که ایشان دو سال بعد ( 1299 ) روزنامه زبان زنان را در کنار این شرکت منتشر نمود. 8- در سال 1299 انجمن شرکت آزمایش بانوان در تهران توسط صدیقه دولت آبادی تشکیل شد.
در پایان می توان به تفاوت های فرهنگی پی برد. از یک طرف مشروطه خواهان ایرانی که با کمک ها و حمایت های زنان ایرانی توانستند به پیروزی برسند اما پس از پیروزی چشمان خود را بسته و نقش زنان را نادیده گرفتند. از طرف دیگر مورگان شوستر آمریکایی، با وجود آنکه تلاش های زنان ایرانی در جهت ماندن وی در ایران تقریباً بی اثر ماند، اما در نهایت به جهت قدردانی از زحمت ها و تلاش های زنان آنگونه که در بالا ذکر شد، می نویسد.
در مجموع از آنجا در دوران قاجار فضای حاکم فضایی مردسالار که فاقد هر گونه خردگرایی و اخلاق گرایی بود، حاکم می باشد. در نتیجه انجمن ها و مجامع شکل گرفته بیشتر در جهت اگاهی بخشی زنان نسبت به حقوق خود و جلوگیری از ظلم بر زنان از طریق آگاهی بخشی به آنان و همچنین به صحنه کشاندن زنان و آشنایی زنان با فضای جدید اجتماعی که در حال شکل گیری بود.
پهلوی
همان طور که قبلا اشاره شد در دوره قاجار بسیاری از انجمن ها ی زنان جهت تحصیل زنان بوجود آمدند، در دوره رضا شاه نیز ادامه یافت و شاگرد اول هر مدرسه اجازه رفتن به دانشگاه را داشت.
در سال 1311 در دوره رضا شاه کنگره زنان شرقی در تهران گشوده شد. در این کنگره زنانی از ایران، ترکیه، افغانستان، مصر، استرالیا، عراق، چین، ژاپن، سوریه، لبنان، حجاز، نجد، جاوه، یونان و سایر کشورها عضو این کنگره بودند. از جمله اهداف این کنگره عبارت بودند از: 1- اتحاد زنان شرق از هر نژاد، فرهنگ و مذهب و نظارت بر شرایط زنان در کشورهای شرقی بود. 2- تاکید بر تساوی زن و مرد در آموزش و اشتغال و دستمزد و حقوق پایمال شده زنان.
از آنجا که پهلوی اول به توسعه و نوسازی جامعه علاقمند شده بود بنابراین به دنبال این علاقه در پی نوسازی جامعه برآمد و در اولین اقدام خود جهت نوسازی جامعه مسئله کشف حجاب را در 10 بهمن 1314 مطرح کرد. که به دنبال آن زنان می بایست جهت حضور در جامعه حجاب خود را بردارند. در واقع کشف خواسته زنان آن دوران نبود و در برابر آن بسیار مقاومت کردند. که از جمله این مقاومت ها به حادثه مسجد گوهرشاد در سال 1314 در مشهد اشاره کرد. که در این حرکت، زنان به خاطر اعتراض با کشف حجاب به تظاهرات پرداختند که در نتیجه آن ماموران حکومتی به آنها شلیک کردند و بسیاری از زنان به شهادت رسیدند.
پس از روی کار آمدن رضا شاه بسیاری از سازمان های شکل گرفتهدر دوران قاجار به طور کلی منحل و غیر قانونی اعلام شدند. رضا شاه به دنبال آن بود که تمامی گروه ها و سازمان ها را زیر نظر داشته باشد و همگی وابسته به دولت باشند چرا که خطری از جانب این گروه ها و سازمان ها ی اجتماعی قدرت وی را تهدید نکنند. بنابراین رضا شاه در اردیبهشت 1314 به علی اصغر حکمت ( وزیر معارف وقت ) دستور می دهد که سازمانی تحت نام جمعیت آزادی خواه ایرانی را تشکیل دهد. اما از آنجا که این سازمان، سازمانی وابسته به دولت بود، بنابراین نتوانست در میان زنان ایران آن زمان طرفدار پیدا کند پرا که این سازمان براساس خواست زنان ان دوران نبود و شمس پهلوی ریاست آن را برعهده داشت.
پهلوی دوم: در فاصله میان روی کار آمدن محمدرضا شاه تا کودتای 1332 جنبش های سیاسی مختلفی در ایران به وقوع پیوست که از ان جمله می توان به جنبش آذربایجان و کردستان اشاره کرد. در این دوران به علت دادن آزادی های سیاسی امکان فعالیت های سیاسی برای گروه های اجتماعی از جمله زنان فراهم شد.به عنوان مثال در سال 1321 صفیه فیروز انجمن ملی زنان را تشکیل داد و یا در سال 1323 هیات زنان ایران شکل گرفت که این هیات با چند همسری بودن مخالفت می کرد.
در جنبش آذربایجان در سال 1324 برحمایت از حقوق زنان و حق شرکت در رای گیری به زنان داده شد . در تاریخ ایران این اولین بار بود که به زنان حق شرکت در رای گیری به زنان داده می شد. در واقع در این دوران کوتاه که تا حدودی فضای بازسیاسی ایجاد شد باعث رشد و پیشرفت آگاهی های سیاسی و اجتماعی ایرانیان شد. اما بعد از کودتا شاه در پی سازماندهی و ادغام سازمان های زنان برآمد.،بنابراین تمام گروه ها و سازمان های مربوط به زنان در سازمان زنان ایران در سال 1338 به ریاست اشرف پهلوی ادغام شدند. که اهداف خود را حول 3 محور بهداشت، تحصیلات و نیکوکاری مشخص کردند.
در همین سال ها بود که محمدرضا پهلوی اصلاحات اساسی خود را آغاز کرد و در21 دی سال 1341اصلاحاتی تحت عنوان انقلاب سفید را شکل داد که یکی از مفاد آن به زنان حق رای می داد.چنین به نظر میرسد که محمد رضا کمی عمیق تر پدر خویش به مساله نوسازی می نگریست. در واقع از اصلاحاتی که وی انجام داده است می توان این نتیجه را گرفت که وی فهمیده بود جهت اجرای اصلاحت می بایست گام به گام و قدم به قدم جلو رفت و اصلاحات نیاز به زمان دارند. به عنوان مثال وی در سال های اولیه دهه 40 بحث اصلاحاتی به نام انقلاب سفید را بیان می کند و سعی می کند که این اصلاحات را قدم به قدم وگام به گام اجرا کند.وی ابتدا در سال 1342 از حق رای زنان سخن می گوید وسپس در سال 1346 قانون حمایت خانواده را به تصویب می رساند، که طبق این قانون زنان در امور زناشویی و کار دارای حقوق قانونی شدند و زنان دارای حق درخواست طلاق،حق حضانت کودکان و برخی حقوق دیگر شدند و همچنین چند همسری به شدت محدود می شد.
هرچند که محمدرضا تلاش می کرد به صورت عمیق تر نسبت به پدر خویشف به اصلاحات و پیشرفت نگاه کند. اما وی فراموش کرده بود و شاید نمی دانست که با این گونه اصلاحات و قوانین، فرهنگ کشور تغییر نخواهد کرد چرا که در کشوری که سابقه پدرسالاری و دیکتاتوری در آن طولانی است با چنین اقدامات دولتی و از بالا نمی توان در زمینه حقوق زنان، کاری را از پیش برد، در واقع این گونه اقدامات و اصلاحات زمانی باربر خواهند شد و نتیجه می دهند که متناسب با خواست زنان باشند و این خواسته زمانی به وجود می آید که آگاهی این قشر از جامعه ارتقا یابد و نه آنکه با دیکته کردن فرهنگ سلطه پذیری در مدارس و دانشگاه ها، حس آزادی خواهی و استقلال را در آنها سرکوب کرد و از بین برد. به عنوان مثال زمانی که در دوران پهلوی به زنان حق طلاق داده می شود حتما این نکته فراموش شده است که در فرهنگ ایران دختر تا زمانی که در خانه پدر می باشد تحت تکفل پدر قرار دارد و تمام اختیارش در د پدرش می باشد و سپس بعد از آنکه ازدواج می کند تقریباً چیزی عوض نمی شود و همان دختری که تا دیروز تحت تکفل پدر خویش بوده است امروز تحت تکفل و مطیع شوهر است و طبق این شرایط زن اگر درخواست طلاق کند و جدا شود، مقصر شناخته می شود و به چشم زن سرکش و چموش به وی نگریسته می شود،بنابراین مجبور است که در خانه شوهر تحت هر شرایطی بسوزد و بسازد بدون آنکه هیچ گونه احساس تعلق و عاطفه نسبت به زندگی زناشویی داشته باشد و به عبارتی طلاق عاطفی در روابط زناشویی حاکم شده باشد و کم نیستند چنین خانواده هایی که در آنها طلاق عاطفی حاکم است.
بنابراین قانون می بایست پایه ای اجتماعی داشته باشد و در بحث پذیرش آن در جامعه پایه مادی چندان در اولویت قرار ندارد و از اهمیت چندانی برخوردار نیست. به عبارتی فرهنگ یک جامعه تنها از طریق تغییر یک قانون بر روی کاغذ، تغییر نمی یابد و چیزی عوض نمی شود. در پایان می توان فعالیت ها و جنبش های مربوط به حوزه زنان در دوران پهلوی را به دو دسته تقسیم کرد: 1- گروهی که همراه با حکومت بودند و با سیاست های دولت موافق بودند. 2- گروهی که با سیاست های دولت در زمینه زنان مخالف بودند که این گروه خود به دو دسته سکولار و مذهبی تقسیم می شوند. طیف سکولار خود از 3 گروه متفاوت تشکیل می شوند: الف) زنان روشنفکر طبقه بالا ( خواهان آزادی های جنسی ). ب) مخالفان سکولار مدرنیزاسیون ( خواهان زدودن فرهنگ غرب از سطح جامعه بودند ) ج) گروه های مارکسیست – لنینیست ( زنان قربانی وابستگی ایران به غرب شدند ).
در کنار گروه های سکولار، گروه های مذهبی قرار داشتندف این گروه خواهان بازاندیشی و عقلانی کردن نهاد خانواده بودند. افرادی مانند آیت الله مطهری و دکتر شریعتی در این گروه قرار دارند. به عنوان مثال دکتر شریعتی در کتاب خود تحت نام زن در چشم و دل محمد بیان می کند: ( اسلام در عین حال که با تبعیضات موجود میان زن و مرد به شدت مبارزه کرده است از مساوات میان این دو نیز جانبداری نمی کند و به عبارت دیگر نه طرفدار تبعیض است و نه معتقد به تساوی، بلکه می کوشد تا در جامعه هر یک را در جایگاه طبیعی خویش بنشاند. تبعیض را جنایت می داند و تساوی را نادرست. طبیعت زن را نه پست تر از مرد می داند و نه همانند مرد. اسلام طرفدار اعطای حقوق طبیعی به این دو ( زن و مرد ) است، نه حقوق مساوی و مشابه. )
در پایان ذکر این نکته الزامیست که سازمان هایی که در دوران مشروطه با هدف آگاهی سازی زنان از طریق آموزش سواد بود. در دوره پهلوی به خصوص در سال های اولیه محمد رضا که سازمان های مستقلی شکل گرفتند، نتیجه داد و این طیف ( زنان ) به اگاهی رسیدند و و جنبش ها و سازمان های مستقل به وجود آوردند. به طور کلی در دوران پهلوی، اشرف پهلوی ر می توان به عنوان رهبر جنبش زنان معرفی کرد و در همین راستا روزنامه هایی که وی در مورد حقوق زنان و به طور کلی زنان در این دوره از تاریخ منتشر ساخت، عبارتند از:
زن روز، دختران و پسران،اطلاعات هفتگی و جوانان
انقلاب 57
از زمان پیروزی اقلاب اسلامی ایران تا به امروز جنبش های زنان ایران را می توان به 4 دوره مختلف تقسیم بندی کرد: 1- 1357- 1368 2- 1368 – 1376 3- 1379-1384 4- 1384 تا به امروز
1- 1357-1368
در دوره اول که همزمان با پیروزی انقلاب و شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در سال 1359 است. در ابتدای این دوره دوران رکود برای جنبش های زنان محسوب می شود. در این دوره با توجه به شرایط ناشی از جنگ تحمیلی جنبش های زنان چندان فعال نیستند و بیشتر تلاش ها صرف افزایش و حفظ اتحاد و وحدت ملی می گردد. با پایان جنگ، جنبش های زنان در حال شکل گیری است. در این دوره آیت الله خمینی به پاین می رسد.
2- 1368 – 1376
این دوره با آغاز ریاست جمهوری آقای رفسنجانی آغاز می گرد و با انتخاب شدن آقای خاتمی به عنوان رییس جمهور به پایان می رسد. این دوران، دوران بازسازی، سازندگی و واقع گرایی می باشد. در این دوران رگه هایی از آزادی های اجتماعی به چشم می خورد و فضا جهت فعالیت های مدنی گروه های مختلف و به خصوص گروه های مدافع حقوق زنان، باز شد. از جمله آنکه در این دوره گروه های سکولار بسیار فعال شدند و حتی توانستند مجلاتی را منتشر کنند به عنوان مثال می توان به ماهنامه زنان که در سال 1371 توسط شهلا شوکت راه اندازی شد، اشاره کرد.
همچنین در این دوران یکی از گروه های مدافع حقوق زنان به نام فمینیسم اسلامی به رهبری اعظم طالقانی، شکل می گیرد. که این گروه مجله زنان را منتشر کردند. در واقع فمینیسم اسلامی شاخه ای از گروه های مدافع حقوق زنان می باشد که به تفسیر زن مدارانه از اسلام می پردازد و از آنجا که دین را نافذترین و مهمترین رکن فرهنگی در کشورهای اسلامی می بیند، معتقد است که جهت دست یابی به اهداف گروه باید متناسب با فرهنگ کشور، گام برداشت. از این رو اهداف و آرمان های خویش و راه دست یابی به آنها را از زاویه ای دینی می نگرد.
3- 1376 – 1384
این دوره همزمان با ریاست جمهوری آقای خاتمی آغاز می شود و با روی کار آمدن آقای احمدی نژاد به پایان می رسد. از آنجا که خاتمی از جبهه اصلاحات برآمد، بنابراین محدودیت های فرهنگی را کاهش دهد بنابراین تقریباً برخی از فیلترها برای مطبوعات برداشته شدند و فضا بازتر شد. حتی خاتمی با معرفی یک معاونِ رییس جمهورِ زن توانست به نوعی حمایت خود را از فعالیت های زنان در عرصه های اجتماعی و سیاسی، ابراز کند.
ناگفته نماند که این آزادی های مدنی بسیار کمرنگ تنها برای مدت 2 سال اول ریاست جمهوری خاتمی بود، چرا که پس از جنبش دانشجویی 1378 و کنفرانس برلین، فضا بسته شد و بسیاری از مجلات و روزنامه ها از جمله روزنامه زن روز که وسس آن فائزه هاشمی رفسنجانی بود، توقیف شد و وی را ضد انقلاب خواندند. در همان دوران بود که فاطمه حقیقت جو، نماینده مجلس، به علت تشویش اذهان عمومی و توهین به قوه قضاییهدر سال 1380 به 22 ماه زندان محکوم شد.
در زمان خاتمی به علت آزادی های مدنی ملایمی که شکل گرفت تعدادی از زنان تصمیم گرفتند که در انتخابات سال های 1380 و 1384 برای ریاست جمهوری کاندیدا شوند که البته شورای نگهبان همه آنها را رد صلاحیت کرد چرا كه طبق اصل يكصد و پانزدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران رييس جمهور بايد از ميان رجال مذهبي و سياسي انتخاب شود و لاين بدان معناست كه رييس جمهور مي بايست مرد باشد وشرط مرد بودن در كنار شرط مذهبي بودن آورده شده است و قبل از بيان ساير شروط ايراني بودن، تابع ايران بودن و... اين دو شرط ( رجل، مذهبي ) آورده شده است كه اين مساله نشان دهنده اهميت موضوع مرد بودن مي باشد.
هر چند كه تعدادي از علما و مراجع با دادن فتواهايي نظير اينكه: " به نظر من اقرا زن، قضاي او، مرجعيت او، رهبري او، رياست جمهوري او پذيرفته شده و مسلم است. " اما همچنان از ديدگاه بسياري از علما به ويژه اعضاي شوراي نگهبان زن نمي تواند پست رياست جمهوري را بر عهده گيرد چرا كه در متن قانون اساسي شرط مرد بودن به صراحت بيان شده است و نيازي به تفسير نيست.
4- از سال 1384 تا به امروز:
اين دوره همزمان با آغاز رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد شروع مي شود و تا به امروز كه ماه هاي اخر رياست جمهوري ايشان طي مي شود ادامه دارد. در خرداد ماه سال 1384 قبل از انتخبات، حدود 600 زن و مرد در 22 خرداد مقابل سر در دانشگاه تهران تجمع كردند. آنها خواهان تغيير براي برابري بودند كه شامل اصلاح بسياري از قوانين مي شد. تجمع كنندگان طي بيانيه اي تحت عنوان " اعتراض ما عليه خشونت بر حقوق زنان در قانون اساسي ايران " صادر كردند.
در 22 خرداد 1385 در ميدان 7تير تهران فعالين حقوق زنان براي گرامي داشت اولين سالگرد تجمع اعتراضي زنان با شعار " خواسته هاي صد ساله زنان " گرد هم آمدند و پليس بسياري از آنها را دستگير و زنداني كرد و گروه تجمع كننده به تهديد عليه امنيت ملي محكوم شدند. هر چند كه اين جنبش در ابتدا اعتراض خود را يك حركت صنفي اعلام كرد، اما در ادمه با طرح شعار خواسته هاي صد ساله زنان حركت خود را از به چالش كشيدن حقوق اساسي اسلامي به سمت تاريخ مشروطه ايران، تغيير جهت دادند.
از ديگر فعاليت هاي زنان در اين دوره مي توان به كمپين يك ميليون امضا اشاره كرد. اين كمپين كه در سال در1385 راه اندازي شد. اين كمپين مانند ساير فعاليت ها و جنبشهاي زنان، مهمترين هدف خود را دفاع از حقوق زنان بيان كرده است. اعضاي اين كمپين از گروه هاي مختلف ماندد گروه سكولار و يا فمينيست هاي مذهبي و اسلامي، مي باشند. و در ايران 16 شعبه دارد.
از جمله مواردي كه در اين دوره رخ داد و موجب شد كه بسياري از فعالين زن واكنش تندي به آن نشان دهند، لايحه حمايت از خانواده مي باشد كه اين لايحه راه ازدواج مجدد و گرفتن همسر دوم را آسانتر مي كند و شرايط مردان را به هنگام طلاق يك جانبه تسهيل مي كند.
در واكنش به اين لايحه حدود صد نفر از رهبران فعالان حقوق زنان ائتلاف مخالف با قانون خانواده، تشكيل دادند كه اين ائتلاف شامل گروه هاي فمينيستي، گروه هاي زنان ميانه رو و سازمان هاي دانشجويي بود. اعضاي اين ائتلاف با اعضاي مجلس ديدار كردند كه در نتيجه اين ديدار 1 بند از بندهاي اين لايحه حذف شد و لايحه مجدداً براي بررسي بيشتر به كميته قضايي مجلس ارائه شد و اين يك پيروزي براي حقوق زنان در ايران محسوب مي شود.
از ديگر اتفاقات اين دوره مي توان به انتخاب وزير زن توسط رييس جمهور احمدي نژاد در دور دوم رياست جمهوري ايشان اشاره كرد كه با وجود مخافت هايي كه مي شد اين وزير زن انتخاب شد و از مجلس شوراي اسلامي راي اعتماد گرفت. كه اين امر به نوبه خود در طول عمر جمهوري اسلامي اولين بار است كه يك زن به مقام وزارت مي رسد. البته اين قضيه در تاريخ ايران براي اولين بار نيست چرا كه در زمان پهلوي خانم مهناز افخمي وزير امور زنان بود و يا همان طور كه قبلاً گفته شد دردوران هاي قبل زناني وجود داشته اند كه تمام امور كشور در دست آنها قرار داشته است.
در هرصورت اصلاح لايحه حمايت از خانواده و انتخاب وزير زن نشان از آن دارد كه هيچ تلاش و مبارزه اي بي نتيجه نيست و تلاش براي دست يابي به مقام هاي بالاتر و احقاق حقوق زنان همچنان ادامه دارد...
فرشته صائمي
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۱ساعت 17:53 توسط فرشته |
برچسب:
نویسنده: باربد رنجبر